تبليغاتX
عابد باده پرست

عابد باده پرست

 

فقط اگر میدانستی  تماشای من و تو از دور چقدر زیباست ...

وقتی

   ردپای من و توست روی برفهای صبح باریده ، از خیلی نزدیک تا خیلی خیلی دور
جایی که تو هستی و من و ..

   زیر چتر نجیب من،  بازوی تو ،  بازوی مرا سخت گرم فشرده است و
به گامهای نامطمئن خود خیره شده ای . وقتی نگاهت میکنم سرت را بالا میگیری و
به نوک برف گرفته چنارهای پیر ، به آسمان، چشم میدوزی و من به آسمان چشمان تو ..

   پرچینهایی پوشیده از برف، از شاخه های هرس شده درختان، هر دو سمت جاده را
سمت قلب تو  و  سمت چتر من،   همراه ما می آیند.     شاخه های درخت سیب که
من دوست دارم و   نارنج که     تو دوست داری     و گیلاس و گلابی و آلبالو ... 
ولی نمیتوان آنها را زیاد از هم شناخت ..

 

انتهای امروز، انتهای جاده برفی، انتهای قدمهای من و تو، انتهای پرچین ها


                  .. طعم لبهای خنک و سرخ تو را دارد  با تنفس سفید و نرم و نازک برف ..

 

 

  تماشای من و تو  از دور   چقدر زیباست ...

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط آرش  |