تبليغاتX
عابد باده پرست

عابد باده پرست

 

 

          صنما عمارت عمر من از سرو و صنوبر خسته است

          تو که معمار صفا پیچک یاسی، رنگ و عطری به تن و جانم ده ..

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط آرش  | 

 

ارديبهشت اون سال يادت هست ؟
كنفرانس، نمايشگاه، روز آخر، غرفه ABB و اون گلها روي ميز و انگشتاي قشنگت؟ 
پانزده ارديبهشت بود.

سالها گذشته ولي هنوز چيزهايي كه منو دلتنگ تو ميكنن كم نيستند.

هنوز تصور خنده تو كه دوست داشتم فقط چشمهات رو تماشا كنم و تو تا ابد بخندي
بهم آرامش ميده .

هنوز هم دوست دارم فكر كنم چند قدم با هم تا ته كوريدور ميريم و برميگرديم. من ميگم
خسته شدي بشينيم ؟! و تو ميگي نه بيا راه بريم.

هنوز هم دلم ميخوادت

هنوز هم دلم برات تنگ ميشه ..

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط آرش  |