بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
+ نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط آرش
|
بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
کی میتونه ادعا کنه در زندگیش دلش پیش کسی نبوده؟
وقتی دلت رفت خودت باشی که چی بشه؟ که خیلی مرد بودی و موندی و خم به ابرو نیاوردی؟
این وبلاگ منه که دلم رفت و خودم هم. مینویسم تا یادم نره کی رفتم، چرا رفتم و اگر روزی دیدم و پرسیدند که چرا اینجا نیستی بتونم بگم که رفتم چون دلم رفت. (منظورم از اینجا جایی هست که باید باشم در هر زمان و هرجا). مطمئن باشید که خودم میدونم چی دارم میگم.
من از راهی که باید میرفتم نرفتم. از راهی رفتم که دلم رفت. تا جایی رفتم که دلم دیگه نرفت. کم آورد. حالا باهم میریم. هرجا که هردومون دوس داشته بایم. هرجا که باید رفت. جایی که اگه امروز نری فردا دیگه خیلی دیره و جایی که اگه امروز بریم خیلی بهتر از فرداست.
حکم حکم دل بود و هست در قمار عشق من..